![]() |
![]() |
|
| این ارتفاع برای سقوط مرگ من ناکافیست- باید از چشم تو بیفتم... |
|
عشق!
کاپی از فیس بوک احمد فواد لامع صدای امریکا، واشنگتن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/16ساعت 14 توسط میم |
|
|
Abb Naam Mohabbat Ke Ilzaam Toh Aaya Hai
Tum Jo Bhi Saja De Do, Sar Hamne chukaaya Hai
Tumne Hi Hansi Di Thi, Tumne Hi Rulaaya Hai
Kya Pyaar Mein Socha Tha, Kya Pyaar Mein Paaya Hai
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/05/08ساعت 19 توسط میم |
|
|
مرا بگذار غزل های که ساختم
به چشمان غزل سازت بخوانم مرا بگذار ترا از خود بدانم مرا بگذار در ژرف نگاهت تمام خواستنیها را ببینم نجابت های دنیا را ببینم
صد دفتر عاشقانه برایت سروده ام یک آسمان ترانه برایت سروده ام در این هوای سرد که یخ سنگ میشود از رویش جوانه برایت سروده ام از درد از سکوت از الهام از خظر از مردم زمانه برایت سروده ام
به شهر آوازه شد اسم من و تو به ما از عشق نامی آفریدند تمام آشنایان از من تو به خود تکیه کلامی آفریدند
مرا بگذار ای گنجینه ی من ترا هر لحظظه در بر داشته باشم به این آوازه باور داشته باشم
مرا بگذار غزل های که ساختم به چشمان غزل سازت بخوانم مرا بگذار ترا از خود بدانم
عشق است و صد هزار هیاهو درد و رنج اط درد بیکرانه برایت سروده ام از مرگ از حیات از این هر دو خسته ام از عشق جاودانه برایت سروده ام
هر چند واقفی غزلم عاشقانه اما من عاشقانه برایت سروده ام
مرا بگذار حرفی همصدایی به امواج غزلهایم بجوشد مرا بگذار نبض با تو بودن به شهر رگ هایم بجوشد
تو ای نخل تمام آرزو ها مرا بگذار همبشه با تو با شم همیشه مثل ریشه با تو باشم
مرا بگذار غزل های که ساختم به چشمان غزل سازت بخوانم مرا بگذار ترا از خود بدانم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/01/26ساعت 20 توسط میم |
|
|
چشمای ترا وقتیکه به خواب میبینم سودائی میشم صحرائی میشم تکه تکه تکه میشم خنده های تو وقتیکه یادم می آید هوشپرک میشم هک و پک میشم ذره ذره ذره میشم زندگی همین است گاهی عاشقی گاهی دل دقی گه چنان و گه چنین است گاهی با همی گاهی بی همی گه فریب و گه یقین است خدا نکنه از کنار ما رفته رفته برنگردی یادم نمیره لحظه ی وداع چشمه چشمه گریه کردی یاد تو بخیر ای غزل شنو عمر تو دراز ای همیشه نو
چشمای ترا وقتیکه به خواب میبینم سودائی میشم صحرائی میشم تکه تکه تکه میشم از کشاکش چرخ زندگی بین ما جدائی افتاد بی رضای ما پیش پای ما سنگ بیوفائی افتاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/01/03ساعت 11 توسط میم |
|
|
سال نو و نو روز باستان به همه افغان های نازنین مبارک باشه. سال خوب و روزگار خوش
و خوب برای افغانستان عزیز آرزو مندم. انشا الله که سال خوب داشته باشیم همه ی ما. هله نوروز آمد * هله نوروز آمد، هله نوروز آمد جشن جمشیدی ما شاد و گل افروز آمد * در روز نو زمین، زمان می خندد گل گل همگی دهان دهان می خندد یک لحظه اگر به خنده لب باز کنی همراه تو نبض آسمان می خندد * جشن سمنک شیره ی مهر آیین است در سفره ی تان سعادت هفت سین است کنگینه ی دل را به من تشنه بیار انگور محبت چقدر شیرین است * آیینه و شمع و شربت نوروزی دیدار و گل افشانی و کالا دوزی گر چشمه ی چشم تشنه ی من نشوی در آتش آه عاشقت می سوزی * * * شاعر- هارون راعون خواننده: خانم هنگامه برای دیدن این آهنگ دلنشین در یو تیوب اینجا را کلیک کنید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/30ساعت 17 توسط میم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر تنها ترین تنها شوم
باز هم خدا هست... |
| پیوندهای روزانه |
|
فیس بوک آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شعرسـتان آهنگهای افغانی آهنگهاي هندي آهنگهاي ایرانی سخن عشق مهر انگیــــــز هارون راعون کتاب چهره |
|
RSS
|